انا لله و انا الیه راجعون
احمدینژاد نتوانست رئیس جمهور مطلوب عدالتخواهان اصیل باشد. در بسیاری از تصمیمگیریها در اینکه آیا مبنای عدالتخواهانه مد نظر ایشان بوده تردید است. متاسفانه به جای مبانی عدالتخواهانه، شخص آقای احمدینژاد شاخص و ملاک شد.
شاید مهمترین آسیبهای احمدینژاد را بتوان در موارد زیر بر شمرد:
- احمدینژاد همه مرزها را به درگیری تبدیل کرد تا جایی که همه با هر فاصلهای با احمدی نژاد امروز در مقابلش قرار گرفتهاند. چه آنها که شعارهایش را قبول داشتند و چه آنها که دغدغه اصلی شان چیزی غیر از عدالت بود. انتظار این بود که فاصله احمدینژاد با افراد بر اساس فاصله آنها با ارزشهای عدالتخواهی اصیل باشد حال که چنین نشد. البته آنها هم مقصرند اما احمدینژاد هم مقصر است.
میر حسین موسوی در جمع دانشگاهیان کرمان در دانشگاه شهید باهنر این شهر ، نکته خیلی مهمی را یادآوری کرده است.او گفت حذف سازمان مدیریت یعنی بی انضباطی مالی و این یعنی ترویج فساد. مگر نه اینکه فساد یعنی سوءاستفاده از بیت المال و اموال عمومی، و سوء استفاده نیز به معنی حیف و میل این دارایی ها می باشد.دولت نهم که با شعار برخورد بافساد به صحنه آمده بود توجه خود را صرفاً به مبارزه با میل کنندگان اموال بیت المال متمرکز کرد و اگرچه در این بخش هم خروجی قابل قبولی ارائه نداده است اما با حذف سازمان مدیریت در حیف شدن و بی ثمر ماندن دارایی های مردم و پول نفت نقش ترویج کننده فساد را برعهده گرفت. نمونه بی سامانی و بی انضباطی مالی عدم واریز بیش از یک میلیارد دلار پول نفت به حساب خزانه دولت است ، که عدم پاسخ قانع کننده و پیدا نشدن این میزان پول نشانه بی انضباطی عمیق و به عبارتی فساد از نوع حیف اموال عمومی در دولت نهم می باشد.

مهندس میر حسین موسوی را نخست وزیر امام(ره) می نامند و این سعادتی است
که کسی جز او به آن نائل نگردید اما، دولت چنان موفق و توانمندی را اداره کرده
است که همچنان در اذهان مردم به ساده زیستی، سلامت اقتصادی و توانایی های
بالای مدیریتی از او یاد می شود. می گو یند امام(ره) تنها کسی است که اورا با نام
کوچک صدا می زده و از همین روست که تنها سیاستمدار ایرانی است که مردم نام
کوچک اورا بهتر می دانند.
مردی که تا امام امت، چشم از جهان فرو بست لب خاموش داشت، او نیز لب به
سخن نگشود تا نا گفتهایش را بیست سال در دل نگاه دارد و سخنی با کس نگوید تا
وقت ان سرآید.
و امروز وقت آن سر امده است. مهندس میر حسین موسوی، آنچنان احساس
نگرانی از وضع کشور دارد که لب به سخن گشوده و اکنون که اینچنین بی پروا زبان
به بیان ناملایمات گشوده، تردیدی نیست که خود دست بکار خواهد شد و بازوی
توانای مردم در رفع مشکلات و مصائب ایشان خواهد گردید.(انشاء الله)

هر زمان دفتر نظام جمهوری اسلامی را ورق می زنیم، بخشی از این صفحات به حماسه دفاع مقدس تعلق دارد و حوزه سیاسی و حکومت داری این دوران بلاشک با نخست وزیری میرحسین موسوی و خاطرات خوب مردم از وی مزین گردیده است. آنانی که به اقتضای سن نخست وزیری موسوی را درک کرده اند به نیکی از آن یاد می کنند و کمتر کسی است که بخواهد به دوران زمامداری وی خدشه ای وارد سازد
خاطرات ناطق نوری: «وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخستوزیر بود، ایشان میگفت اگر من رییسجمهور بشوم، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم، خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند.»
ژنرال اصلاح طلبان
وقتی 12 سال پیش چپها به سویش رفتند، پیشنهاد آنها را برای
نامزدی ریاست جمهوری نپذیرفت، 8 سال بعد در انتخابات نهمین دوره
ریاست جهوری ایران نیز او دست رد بر سینه اصلاح طلبانی زد که
خواهان حضور او در رقابتهای انتخاباتی بودند و او را کاندیدای مقبول
خود میدیدند.
درست در اوج زمانهای که بحران سیاسی – اقتصادیاش میدانند
دوباره نام او بر سرِ زبانها افتاده، اما اینبار او نه به دعوت اصلاح طلبان
دیروز که به اراده خویش پا به عرصه رقباتها گذاشته است.
او آخرین نخست وزیر ایران، سید میر حسین موسوی خامنهای است.
کسیکه میگویند 20 سال بوده که روزه سیاسی داشته، او را چپ
گرای سنتی، طرفدار اقتصاد دولتی و فردی ارزشی میشناسند
به هر حال در مقایسه تمام اصلاح طلبان میر حسین یک ژنرال است و
شاید دربین تمامی کاندیداهای انتخابات دهم یک ژنرال باشد.
تبلیغات

